|
يادداشـت مـاه
غذاهاي آلوده و مسئولين
بدون مسئوليت
از قديم گــفته اند : سر كارها، تندرستي بود ، به همينعلت معيار پيشرفت
و سطح زندگــي ملتها را از رويچگــونگــي سلامت آنها ارزيابي ميكنند. اقوامي كه سلامت آنهامورد
خدشه قرار ميگــيرد از نظر فكري و بدني ضعيف ميباشند، از اينرو نيروي كار،
خلاقيت روحي و فكري آنهاكاهش مييابد و از نظر اجتماعي، فرهنگــي و سياسي دچارعقب
افتادگــي ميگــردند. اين پديدهايست كه در اغلبكشورهاي جهان سوم
بهطور بارز به چشم ميخورد. در حاليكه در كشورهاي پيشرفته كه حكومت هاي
مسئول دارند سعيدر سلامت جامعه را در صدر تمام برنامههاي ملي خود قرارميدهند
و در اين راستا از هيچ گــونه هزينهاي دريغ نميورزند.
سازمان بهداشت جهاني سلامت
را چنين تعريف كردهاست: سلامتي كامل نهتنها عبارت از عدم ابتلاء بهبيماري
است، بلكه يك انسان و شهروند سالم بايد از حداعلاء توانايي جسمي، فكري و نيروي
كار كافي بهرهمندبوده و از تمام مظاهر زندگــي لذت برده و كمترين درد ورنجي
احساس ننمايد .در جاي ديگــر ميگــويد سلامتيكامل
بدون غذاي كافي و متعادل امكانپذير نميباشد .
مطالعات فراوان نشان داده
است كه كمبود غذايي بهخصوص نوع پروتئين حيواني، افراد را از نظر صفات ومشخصات
فكري و بدني ضعيف و رنجور مينمايد و قدرتكار و خلاقيت را كاهش ميدهد. نمونه بسياري از اين اقوام
وملتها را ميتوان در كشورهاي جهان سوم در آسيا ، خاورميانه ، آفريقا و كشورهاي
آمريكاي لاتين مثال زد. در اينكشورها دولتها مبارزه با گــرسنگــي و
سير كردن شكم مردمفقير را با تغذيه مطلوب اشتباه مينمايند، در حالي كه يكغذاي
كامل كه بتواند سلامتي كامل را تامين كند بايد به طورحداقل متعادل و حساب
شده باشد و دولتهاي مسئول بايدبرنامههاي ملي خود را بر اين اساس تنظيم كنند
و با پرداختسوبسيد به اقشار كم بضاعت، فقر غذايي آنها را جبران نمايند.
غذاي مطلوب و كامل اصل
و پايه اساسي تغذيه جوامعبشري است ولي بهتنهايي كافي نيست، بلكه غذا بايد
كاملاسالم و عاري از آلودگــيهاي مختلف ميكروبي، ويروسي،انگــلي و سمي باشد. زيرا چنانچه منابع غذايي
خاص با داشتنارزش غذايي بالا آلوده به عوامل مضر و خطرناك براي انسانباشد،
نهتنها از نظر تغذيه فاقد ارزش است بلكه سبب اختلالدر سلامتي مصرفكننده و
عوارض مختلف و سلب سلامتي او ميگــردد . به عنوان مثال انواع گـــوشتهاي دام، طيور
و ماهياگـــرچه داراي ارزش والا در جيرههاي غذايي انسان و تغذيهميباشند ولي
چنانچه قبلا مورد بازرسي و كنترل از نظرسلامتي و عدم ابتلاء به آلودگــيهاي
قابل انتقال قرار نگــرفتهباشند، سلامت انسان را شديدا به مخاطره مياندازند
وعوارض مختلفي در مصرفكننده به وجود ميآورند. از اينرودر كشورهاي پيشرفته علاوه بر تامين
تغذيه مطلوب برايسلامت آن نيز تشكيلات وسيعي را بنا نهادهاند تا از خطراتغذاي
آلوده جلوگــيري نمايند.
در ماههاي اخير متاسفانه
جامعه ما با مسئله قاچاق وآلودگــي گــوشت وارداتي روبرو شد. يك روز صبح وقتي كهمردم
ايران از خواب بيدار شدند تلويزيون ملي، روزنامهها وحتي راديوهاي داخلي و خارجي
در حجم بسيار وسيعيافشاگــريكردند كه مقدار وسيعي از گــوشت گــاو، گــوسفند
وحتي مرغ آلوده بهطور قاچاق وارد كشور شده و در سرتاسرمملكت و كارخانجات صنعتيپخش
و مورد استفاده قرارگــرفته است. در پي اعلام اين خبر، اضطراب فراواني بين مردمبه
وجود آمد. تا چند هفته ميزگــردهاي
تلويزيوني،مصاحبههايراديويي و مطبوعاتي در روزنامهها نقل مجالس گــرديد و باوجود
مسائل عديده سياسي، اجتماعي و اقتصادي كشورموضوع ورود گــوشتهاي آلوده تيتر
اول رسانههاي عمومي رابه خود اختصاص داد. درپي آن مقامات دامپزشكي از خودسلب مسئوليت
كردند و ادعا كردند كهمامسئولوارداتگــوشتقاچاق و آلوده نيستيم، مقامات بهداشتي
هم با صراحت ازخود سلب مسئوليت كردند. پيرو آن كارشناسان دامپزشكياعلام كردند كه انگــل
ساركوسيست از نظر بيماري انسان مسئلهمهمي نيست، به علاوه تا در آزمايشگــاه
معتبر آلودگــيگــوشتها مشخص نشود نميتوان در مورد آن قضاوت نمود.بالعكس كارشناسان وزارت بهداشت اعلام نمودند كه اينانگــل براي
انسان بيماريزا است و عوارض مختلفي را درمصرفكننده به وجود ميآورد، به اضافه
كارشناس محترمتغذيه وزارت بهداشت با اطمينان اعلام كرد كه آلودگــي راباچشم
ميتوان تشخيص داد. سپس اعلام شد كه گــوشتهايآلوده منحصرادر كارخانجات صنعتي مورد
استفاده قرار گــرفتهاست و براي مصرف در سوسيس و كالباس بهكار رفته، (گــوياسوسيس و كالباس در ايران جزء غذاي روزانه مردم و بهخصوص
كودكان نيست). پيرو آن تعدادي از كارخانجاتسوسيس
و كالباس از جمله كارخانه كاله كه يكي از قديمي ومجهزترين كارخانجات از اين
نوع است مهروموم و مصرف اينتوليدات توسط مردم تحريم شد و يا به حداقل رسيد
و ضرر وزيان هنگــفتي به كارخانجات تهيهكننده سوسيس و كالباس وفروشگــاهها
وارد آمد، كه معلوم نيست جوابگــوي اين همه ضرر و زيان چه مقامي در كشور ميباشد. در نهايت اين موجوحشت با
توقيف متصدي يك سردخانه در شهرري وبازداشت يك مامور فروكش كرد. در حالي كه براي مردمبيدفاع
ايران بسياري از سوالات بيجواب ماند. از جمله:
1ـ
گــويا اين گــوشتها قبلا در عربستان سعودي غيرقابلمصرف تشخيص داده شد و به
دبي ارسال گــرديد و در آنجا نيربرگــشت داده شد و در آخر توسط تعدادي قاچاقچي
محترم وبااخلاق به قيمت ارزان خريداري و به ايران حمل گــرديد و باقيمت گــران
فروخته شد. هنوز كسي نميداند اينقاچاقچيهاي
محترم چه كساني هستند و از چه قدرتيبرخوردار، كه قادرند دهها هزارتن گــوشت
را بهطور قاچاقوارد كشور كنند؟
2ـ
اين مقادير عظيم گــوشت قاچاق چگــونه در بنادر كشورتخليه شده و به اقصي نقاط
كشور حمل گــرديده است؟
3ـ
چرا در اين مورد بين كارشناسان دستگــاههاي مسئول درمورد آلودهبودنونبودناينگــوشتهااينهمهتناقضوجوددارد؟
به هرحالسوالات متعدد ديگــري
نيز وجود دارد كه برايجلوگــيري از طولاني شدن مطلبازطرحآنهاخودداريميشود.
اگــرچه اين ماجرا با توقيف
دو مامور درجه سه موقتاخاتمهيافته است ولي مردم با بيقراري در انتظار يافتن
عاملين اينفاجعه هستند كه مجازات آنها بايد به مراتب شديدتر ازمجازات شهرام
جزايريها باشد. زيرا نهتنها اين گــروه
جرماقتصادي غيرقابل قبول مرتكب شدهاند بلكه جرم واقعي آنهابه خطر انداختن
سلامتي ميليونها مصرفكننده ميباشد.
چند سال پيش شبيه چنين
ماجرايي در يك كشوركوچك اروپايي اتفاق افتاد كه اشاره به آن بيمناسبت نيست،
تامعلوم شود ديگــران در چنين مواردي چگــونه عمل مينمايند وما چگــونه؟
در ژانويه سال 1999 كارخانه
رندرينگــ وركست در بلژيكيك محموله 80 تني چربي توليد شده خود را كه آلوده
به سمديوكسين بود در بازار فروخت. محموله مذكور غذاي 1600 تن يا 16ميليون جوجه
بوده است. اين سم در مصرفكننده خطر ابتلا بهسرطان را به وجود ميآورد. در ماه آوريل آزمايش انجام
شده درهلند بر روي مرغها و تخم مرغ توليد شده نشان داد كه ميزانديوكسين بيش
از حد مجازبودهوبرايمصرفكنندهمخاطرهآميزاست.
در ماه ژوئن بلژيك خريد
و فروش تخم مرغ و جوجههايي كه ازاين نوع چربي استفاده كرده بودند را تحريم
كرد و دستور نابودكردن كليه آنها را داد. متعاقب اين امر وزير كشاورزي و وزيربهداشت بلژيك
با عذرخواهي از مردم از مقام خود استعفاء دادند وصاحبان كارخانه رندينگــ وركست
را بازداشت كردند. در همين ماهوزير جديد كشاورزي دستور جمعآوري
كليه محصولات مظنون را ازمغازهها و سوپرماركتها داد و كشورهاي اروپايي نيز كليه
توليداتطيور بلژيك را جمعآوري و بازپس فرستادند.
ايتاليا، استراليا، روسيه،
پرتغال، فرانسه، عربستان و اماراتمتحده واردات و مصرف طيور، تخم مرغ و شير
بلژيك را قدغنكردند. دولت بلژيك ضررهاي وارده بر صنعت غذايي بلژيك را تقبلنمود و در
مجموع 20 ميليارد فرانك معادل 510 ميليون دلار آمريكازيان و ضررهاي حاصله را
به عهده گــرفت. سفراي بلژيك در بيشتركشورهاازجملهايرانازمردمبهدليلغفلتوسهلانگــاريپوزشخواستند.
بدين ترتيب ماجرا با استعفاء
دو وزير، تعطيلي كارخانه توليدكنندهچربي، جمعآوري كليه توليدات مشكوك و معدوم
نمودن آنها دربلژيك و ساير كشورهاي صادر شده و بالاخره بيش از صدها ميليوندلار
هزينه و ضرر پايان يافت. زيرا در اين كشورها جان و سلامتيانسانها مهمترين
وظيفه مسئولين ودولتهاست.
بالاي صفحه
|