|
|
بريده جرايد
اطلاعات:
آرزوي گــوشت كيلويي 700 تومان درايران و باقي قضايا
بابك ايرانپور
بيشك مردم كشورمان هنوز خاطره ماندني سخنان آقايهاشمي رفسنجاني، رئيس جمهور پيشين را در يكي ازخطبههاي نماز جمعه تهران به ياد دارند. كه در مورد قيمتگــوشت بيان شد و آن اين كه چون قيمت گــوشت در همسايگــيما (تركيه) كيلويي 700 تومان است و در آن زمان گــوشت درايران از قيمت كمتري برخوردار بود. پس حتي اگــر هر كيلوگــوشت در ايران به 700 تومان هم برسد نبايد نگــران بود ونسبت به گــراني آن معترض شد.
اما واقعيت آن است كه اين قيمت سالهاست كه از خوان700 تومان گــذر كرده و امروز به 40 هزار ريال رسيده است، بهراستي چه شد كه اين ماده غذايي مورد نياز مبرم انسان بهلحاظ پروتئين و مانعي بر بروز سوء تغذيه در ايران اينچنيننردبان صعود را طي كرد و به جايي رسيد كه امروز كمترخانوادهاي از اكثريت جمعيت كشور امكان تناول آن را پيداميكنند؟ و چرا گــوشت قرمز و حتي سفيد در حال ترك سبدغذايي خانوادههاست؟ و تكليف فرزندان ما و نسلهاي آيندهچيست كه بايد به دليل عدم مصرف و يا توان تهيه مواد غذاييمقوي پرانرژي و پروتئيندار دچار سوء تغذيه و بدن و توانينحيف و انواع بيماريها شوند؟
اين كه در طول چند سال اخير به دليل عدم توان مالي وافزايش قيمتها و تورم و از سويي، بيدر و پيكر بودن سيستماقتصادي توزيع و نظارت، اكثر خانوادهها توان مالي تهيهگــوشت قرمز و سفيد را از دست دادهاند.
در هر حال شواهد و قرائن بسياري، حكايت از روي آوردنمردم به معناي عام (صرفنظر از مسئولان و 10 درصد افرادثروتمند جامعه) به مصرف غذايي غيرپروتئيني و حتي سر وگــردن مرغ دارد. برخي جرايد نوشتهاند كه مرغ از سفرهشهروندان گــنابادي هم پر كشيد. و يا به دنبال گــراني گــوشتگــوسفند در خراسان سيرابي و پاي مرغ جاي گــوشت را گــرفتو يا تخم مرغ از سبد خانوار در آذربايجان شرقي حذف شد كهبراي كشوري همچون ايران كه سرشار از منابع طبيعي، ذخايرو معادن خدادادي است مايه تاثر و تاسف است وجود مراتع ومنابع طبيعي وسيع و ميليونها راس انواع دام و طيور كهميتواند نياز اساسي بدن انسان را فراهم كند و البته به دليلفقدان مديريت و برنامه اساسي نميتوانيم به درستي از آن بهره بگــيريم، جامعه را با علامت سوال بزرگــي روبرو ساختهاست كه به راستي اشكال از كجاست؟ چرا كشورهايي باكمترين منابع طبيعي و نعمتهاي خدادادي ضمن تاميننيازهاي داخلي خود توان صادرات ارزان قيمت و باكيفيتانواع محصولات و از جمله گــوشت را دارند، اما كشوريهمچون ايران كه نه از منابع كم دارد نه از شرايط و نه از نيرويانساني و كار، همچنان اندر خم كوچه اول است؟ و نه اين كهنتواند نياز داخلي را تامين كند و بر قيمتها نظارت داشتهباشد بلكه بايد عموماگــوشت را نيز وارد كند؟
داستان گــوشت در ايران به دو عامل زيربنايي باز ميگــردد.نخست توليد غيرعلمي و پرهزينه كه خود به خود منجر بهافزايش هزينه توليد و گــران شدن هر كيلو گــوشت ميشود ودوم عدم وجود سيستم قوي، منضبط و موثر نظارتي در كشوركه با رشد بيرويه و غيرقانوني قيمتها مقابله و يا احيان مبارزه كند.
در عامل نخست اين وزارت جهادكشاورزي است كهميبايستي با تمهيدات لازم و واردات تكنولوژي و علم روزدنيا و بهرهگــيري از نتايج مهم تحقيقات در اين بخش فرهنگــ وعلم روز مورد استفاده دنيا را در توليد گــوشت و پروار دام وطيور گــوشتي در كشور فراهم و در بخش دامداري و دامپروريدنبال كند. و در عامل دوم دولت به معناي عام آن و نه سازمانبازرسي و نظارت بر توزيع و قيمت كالا و خدمات ميبايستيچارهاي براي جلوگــيري از افزايش بيحساب و كتاب قيمتگــوشت در جامعه بينديشند. در غير اين صورت اگــر چنانچه درپس پرده به دنبال اجراي سياست برابر كردن قيمتهايداخلي با قيمتهاي منطقهاي و جهاني هستند، طبيعتابايد بهدنبال برابر كردن سطح حقوق و دستمزدها با حقوق ودستمزدها درمنطقه و جهان باشيم و اگــر واقعادولت توان آن رادارد كه دستمزدها را به سطح جهاني و دلاري برساند مردم نيزقيمت را در سطح جهاني خواهند پذيرفت و مخالفتي هم باگــوشت كيلويي 5 دلار و... ندارند مشروط بر آن كه قيمتها وحقوقها همه بر مبناي جهاني محاسبه شود.
اما اين پذيرفتني نيست كه قيمتها در يك دوره مثلا دهساله بهطور متغير 800 ـ 700 درصد افزايش يابد اما در حقوقو دستمزدها حركت لاكپشتي مشهود باشد. به نظر ميآيددولت در بحث قيمتها و دستمزدها هم خدا را ميخواهد وهم خرما را. هم قيمتها را افزايش دهد و هم از افزايشحقوق خودداري كند در حالي كه مردم واقعااينچنيننميتوانند زندگــي كنند.
آيا روزي خواهد رسيد كه مردم عزيز كشورمان نيز همانبرنامه غذايي مسوولانشان را تناول كنند و نگــران قيمت ياحذف گــوشت قرمز و سفيد، تخم مرغ، برنج و... از سبد خانوارخود و در نتيجه بروز سوء تغذيه در فرزندانشان نباشند؟ شايدفقط بايد اميدوار بود.
اطلاعات:
تغذيه مناسب و سالم حق اساسيمردم است
مهندس پروانه پاكيزهراد ـ كارشناس صنايعغذايي
جهت ادامه زندگــي بعد از هواي سالم و آب سالم غذاضرورتي است كه بر هيچكس پوشيده نيست.
همانگــونه كه ميدانيم واحدهاي توليدي با كسب مجوز ازوزارت بهداشت مبادرت به توليد مينمايد و براساس قانون،توليد آنها با حضور مداوم مسئول فني كه داراي مدركتحصيلي مرتبط با امر غذاست ميباشد. از آنجايي كه فردمورد نظر حقوق و دستمزد خود را از شركتي كه در آن اشتغالدارد دريافت ميكند و همزمان بايد مانع از تخلف در تهيه وتوليد مواد غذايي باشد، تطابق اين دو موضوع يعني انجاموظيفه و نظارت دقيق بر روند توليد و در عين حال كسب حقوقو حقالزحمه و اخراج نشدن اگــر نگــوييم محال، لااقل بامشكلات متعددي روبرو ميباشد. به طوري كه اغماض وگــذشت از نظارت دقيق بر روند توليد، مصرفكننده را موردتهديد و مواجه با عدم امنيت غذايي نموده و از طرفيمقاومت و پيگــيري مسئول فني در قبال تخلفات كارفرما ، موجب اخراج وي ميشود.
اين سيكل معيوب در روند غيرمعمول و ناعادلانه همچنانادامه مييابد تا كارفرما فرد مورد نظر خود را از جمع كثيربيكاران پيدا كند. تا بتواند بدون رعايت فرمولاسيون مورد تائيدوزارت بهداشت و خصوصااستفاده از مواد اوليه نامرغوب وارزان به جاي رقابت در جهت افزايش كيفيت، سعي در توليدبه منظور كاهش قيمت تمام شده و سود بيشتر نمايد. البته دراين ميان مديران شايستهاي كه از فرهنگــ مديريت وسرمايهگــذاري بهرهمند بوده و حق و حقوق مردم را ميشناسنداستثناء ميباشند. به هر جهت همه توليدات وارد يك بازارمصرفميشوندكهمردمعاديقادربهتشخيصوتفكيكدرستآنهانيستند.
به راستي چگــونه ميتوان به ارزيابي تغذيه و چالشهاي افترشد كودكان پرداخت و تغذيه مناسب را حق اساسيكودكان دانست، در حالي كه با عدم كنترل دقيق روند توليدمواد غذايي و نيز گــسترش تبليغ مواد مضر در رسانههايمختلف قادر به تفهيم كودكانمان در عدم مصرف پفك،لواشك، سوسيس، كالباس و غيره نيستيم. آيا ميتوان اثراتمضر مواد شيميايي و باقيمانده آفتكشهاو حشرهكشها را درميوهها و سبزيجات بر سلامتي انسان ناديده گــرفت و همچناندر هرم غذايي ميوه و سبزي را جزء ضرورت مصرفدانست؟ همان ميوهها و سبزيهايي كه سير فرآيند ناقص را دركارخانجات طي ميكنند؟ آيا ميتوان به فكر ارتقاء فرآينداستفاده از خمير ورآمده در پخت نان سنتي بود و در عين حالاز جوششيرين مورد استفاده در نان، كيك و كلوچه تهيه شدهدر كارخانجات و اثرات مضر آن در بدن غفلت نمود؟ آياتاكنون انديشه كردهايد كه ممكن است سوسيس، كالباس،ماست و شير و... با انقضاي تاريخ مصرف، مجدداازفروشگــاهها به كارخانجات عودت داده شده و وارد پروسهتوليد گــشته و دوباره به بازار مصرف برگــردد؟
اميد است كه با تشكيل وزارتخانه متولي صنعت غذا وتاكيد بر قانونمندي امور، با تجديد نظر و تدوين قوانين محكمو منسجم در كنترل واحدهاي توليد مواد غذايي از ادامه روندسيكل معيوب پيشگــيري نموده و گــامي مهم به منظور تثبيت وتضمين امنيت غذايي در جامعه برداريم و به ياد داشته باشيمi كه پيشگــيري از درمان بهتر است و ثابت كنيم كه تغذيهمناسب و سالم حق اساسي مردم است.
بالاي صفحه
|
|
|