|
|
راز موفقيت مالی
اگــر از موفقيت فعلي زندگــي راضي نيستيد، فقط دو دليل عمدهبرايش پيدا ميتوان كرد:
1ـ به دلايلي خارج از كنترل من و شما.
2ـ به علت نداشتن هدف مشخص و يا عدم نقشه كامل راهبراي رسيدن به هدف...
اگــر جزء گــروه دوم هستيد، براي بهبود اوضاع خود ميبايستي:
1ـ اهـــــــداف زندگــي خود را بر صــــــفحه كاغذيبنويسيد.
2ـ پسانداز: پس از نوشتن اهداف خود در جستجوياستراتژي به هدف رسيدن باشيد. بهترين استراتژي برايرسيدن به اهداف طولاني مدت شروع به ذخيره است.
فراموش نكنيد كه براي شروع به ذخيره نميبايستي ثروتمندباشيد. تا شروع به ذخيره نكنيد ثروتمندنخواهيدشد
3ـ براي مدت دو هفته ليست كليه مخارج خود را بهطور مجزاو در ستونهاي مختلف به ثبت برسانيد.
به اين منظور در نظر بگــيريد كه دو نوع مخارج وجود دارند.اول مخارج ثابت مانند اجاره خانه، برق، تلفن و اتومبيل كهميبايستي در ستون مخارج ثابت به ثبت برسند و دوم مخارجمتغير مانند خريد غذا، پوشاك، مبلمان، مجله، روزنامه،مخارج بهداشتي، بنزين، تفريحات، مسافرت، پول جيبفرزندان، تلفن راه دور، مهماني، رستوران، ذخيره روز مبادا،بازنشستگــي، بيمه عمر و غيره.
به شما قول ميدهم كه فقط نوشتن ليست مخارج هفتگــيباعث عمل ميشود و همين استراتژي تا حدي زيادي ازمخارج غيرضروري ميكاهد.
اگــر تصميم به تغيير در اوضاع فعلي خود داريد و در فكر بهبودبخشيدن به آن هستيد بايستي سه مرحله بالا را انجام دهيد. تااينجا قضيه زياد مشكل نيست.
گــزينش هدف و پيدا كردن راه و روش، براي رسيدن به هدف،نياز به استمرار و ثبات فكري داريد. شايد بپرسيد استمرار وثبات فكري به مسائل مالي چه ربطي دارد؟ در جواب بايستيعرض كنم كه بدون استمرار و ثبات فكري، آيندهاي نامعلومدر رابطه مستقيم با حوادث غيرمنتظره زندگــي خواهيد داشت.
مطالعه و تحقيقات در امور زندگــي حاكي از آن است كه همگــيما در طول زندگــيمان با سه عنصر مهم مشغول مبارزه هستيم:
1ـ فشار زمان. 2ـ فشار مالي. 3ـ ايجاد توازن بين زمان وپول.
بسياري از ما براي ايجاد اين توازن، افراط و تفريط ميكنيم.افراد معتاد به كار را ديدهايم كه در لبه پرتگــاه سقوط روحيهستند... از يك طرف فشار افراد خانواده را براي گــذران وقتبيشتر در كنار خانواده بايد تحمل كنند و از طرف ديگــر به دليلعدم توانايي مالي براي پاسخ به خواهشهاي (بيجا و بجاي)خانواده احساس گــناه ميكنند.
رفتار همگــي ما مطابق عادات است. عادت به تندخويي،مهرباني، عشقورزي، ذخيره مالي با هدف مشخص.
زماني كه صحبت از تغيير ميكنيم، در اصل صحبت ازتغيير عادات است. جايگــزين كردن عادات بد يا عادات خوب.ياد گــرفتن يا پيش گــرفتن عادات جديد در انسان سه تا چهارهفته به طول ميانجامد. براي شناخت عادات جديد نياز بهمطالعه و تحقيق است و پس از آن بهطور مستمر بايستي آن راهر روز براي مدت چهار هفته ادامه دهيم. به همين دليل ذخيرهروزانه مبلغي را بهطور مستمر تاكيد ميكنم. بعد از ماه اولذخيره كردن عادت شده است و تعيين مقدار آن با توجه بهقدرت مالي شماست.
تفاوت زيادي بين واقعيت و پندار وجود دارد. واقعيتآن است كه من و شما هر روزه در حال انجامش هستيم و پندارآن است كه فكر ميكنيم در حال انجامش هستيم. دزدي، را درنظر بگــيريد كه براي پرداخت مخارج فرزندانش از ديوارهمسايه بالا ميرود. پندار آن است كه او يك دزد است و برايپرداخت مخارج خانواده به عادت بد دزدي دچار شده، همينو بس.
اگــر فكر باز داشته باشيم به راحتي ميتوانيم عادات بد را بهخوب تبديل كنيم و پس از يك ماه (چهار هفته) به تمرين عملخوب بپردازيم تا تبديل به عادت شود.
دو هفته بعد از نوشتن مخارج خانوادگــي خود كلاه خود راقاضي كنيد و...
الف) مخارج ضروري و غيرضروري خود را مجزا كنيد. ويا به عبارتي ديگــر عادات مالي خوب و بد خود را مجزا كنيد.فراموش نكنيد كه تاثير طولاني مدت عادات خوب و بد را درنظر بگــيريد نه كوتاه مدت. بهطور مثال هر روز مبلغي خرجاضافي هيچ كس را فقير نميكند، ولي 20 سال از امروز، هرروز به ميزان آن مبلغ ، با بهره 10 درصد، بيشتر از هيچ است.
ب) عادات بد خود را با عادات خوب جايگــزين كنيد.
بهطور مثال حمل ساندويچ ناهار، ميوه و تنقلات از خانه بهمحيط كار به جاي رفتن به رستوران و پس انداز مابهالتفاوت. واين عادت خوب را به مدت يك ماه ادامه دهيد.
پ) دانستن عادات خوب كافي نيست و بايستي آنها را بهكار انداخت.
تغيير عادت يك پروسه يك ماهه است و اگــر هر ماه يكعادت مالي خوب را پيش گــيريد، بعد از يك سال 12 عادتخوب داريد كه ميتواند تفاوت بين فقر و بينيازي دربازنشستگــي باشد.
ج) پس از مرور عادات بد و خوب خود عواقب ادامهاوضاع فعلي را در نظر بگــيريد.
بهطور مثال اگــر هيچ ذخيرهاي نداريد براي هيچسرمايهگــذاري بودجه نگــذاشتهايد و هيچ نوع برنامهريزي برايروز باراني نداريد، عواقب آن ميتواند ادامه كار بعد از سن 65سالگــي و عدم آسايش مالي و فكري در آينده و ياس و نااميديخانوادگــي باشد.
از طرفي عادت خوب مانند ذخيره 15 درصد از درآمدميتواند عواقبي مانند زندگــي بدون قرض، حق انتخاباستاندارد زندگــي، وقت آزاد براي لذت بردن از زندگــي وبينيازي مالي را دربر داشته باشد.
و اما الويتها را چگــونه مجزا كنيم. چهار روش برايشناخت و ادامه الويتها موجود است.
اول: آموختن اين اصل كه چهارچوب زندگــي خود را باتوجه به توان مالي خود بسازيد و ياد بگــيريد كه بگــوئيد نه. اينبه اين معني است كه هوشياري خاصي در مورد زندگــيروزمره پيدا كنيم و آنچه كه ما را از هدف دور ميكند و يااصولا با اهداف ما مغايرت دارد انجام ندهيم. يكبار بگــوئيدنه و براي هميشه به آن وفادار بمانيد... چه در مورد خودتان(واهمههاي غيرمنطقي و بينام و نشان) و چه در مورد ديگــران(خواهش و انتظارات بيجا و بيش از حد.
دوم: واگــذاري مسئوليتهايي كه انجامش از عهده خودتانخارج است.
سوم: به تعويق انداختن كارهايي كه انجامش لازم استولي نه امروز. بهطور مثال براي رفت و آمد داشتن يك اتومبيللازم است، ولي نيازي نيست كه اتومبيل آخرين مدل باشد، و يانظافت لازم است ولي لباس گــران قيمت را ميتوان بعدا خريداري كرد.
چهارم: انجام فوري آنچه كه لازم است. به عبارت ديگــر كارامروز را به فردا نيندازيد. در پايان بايستي اضافه كنم كههيچكس نتوانسته يك فرمول عمومي و جادويي را برايموفقيت عرضه كند.
آنچه مسلم است اين است كه مطالعه و تحقيق در امورزندگــي افراد موفق، بهترين روش آموزش است. كليه افرادموفق، كموبيش براي موفقيت خود:
1 هدف مشخص دارند.
2 استراتژي رسيدن به هدف آنان براي خودشانصادق و قابل اجراست.
3 آنچه كه بيش از همه چيز مشهود است،داشتن نظم، ثبات فكري و تمركز حواس است.
شخصي كه تمام حقوق خود را از يك هفته تا هفته ديگــرخرج ميكند، تمركزش پيرامون خرج كردن ميباشد و نهحاصل كردن بينيازي مالي و آمادگــي براي روز مبادا.
توصيه اكيد من، استفاده حداكثر از پتانسيل شخصي استو آنچه را در اين مقاله بحث كردم، چنانچه به كار برده شود،بدون شك پتانسيل شخصي شما را توسعه خواهد داد.موفقيت شما را شخصاتضمين ميكنم.
بالاي صفحه
|
|
|